
سخنان اخير سيد محمد خاتمي پس از ديدار طولاني اش با مير حسين موسوي
مبني بر اينكه "بايد حضور خود را اعلام كنم" از يكسو و تشكيل ستادهاي انتخاباتي
ميرحسين موسوي و اعلان رسمي آن در سايت "كلمه" از سوي ديگر، باعث شد فضاي سياست
داخلي كشور از اخبار "خاتمي مي آيد، مير حسين نمي آيد، مير حسين مي آيد و حتي خاتمي
و موسوي با هم مي آيند" آكنده شود و كمتر روزنامه و تارنماي خبري را مي توان يافت
كه عاري از اين اخبار باشد.
مسلما در اين ميان عطش مردم براي دانستن اينكه
چه كساني در انتخابات سال آينده حضور مي يابند با اخبار ضد و نقيضي كه منتشر مي شود
نه تنها سيراب نمي گردد بلكه زماني كه سياسيون و طرفداران هر يك از نامزدهاي
احتمالي آرزوها و خواسته هاي خود را در قالب خبر و تحليل ارايه مي دهند بر دامن اين
عطش آتش مي زنند.
پيش بيني تركيب نامزدهاي احتمالي انتخابات سال آينده
بايد يا مبتني بر خبر باشد يا تحليل. اما اخباري كه در اين روزها منتشر مي شود به
اين دليل كه با اغراض سياسي و تاكتيكهاي انتخاباتي آغشته است و گاهي با برخي ذوق
زدگي هاي زودگذر نيز همراه مي شود چندان قابل اعتماد نيست.
لذاست كه براي
نيل به اين مقصود راهي جز تحليل شرايط موجود، باقي نمي ماند و تحليل شرايط نيز جز
از رديابي " قصد بزرگان" در لابلاي اظهارات افراد موثر و تاثير گذار و كساني كه در
حلقه هاي تصميم گيري حضور دارند ميسر نيست.
با توجه به اين مقدمه مي توان
از نگاهي ديگر به رخدادهاي سياسي چند ماه اخير نگريست و پرسيد آيا سخنان اخير خاتمي
به معناي حضور قطعي وي در انتخابات است؟
به يقين حضور خاتمي در انتخابات
سطح تنش را در جامعه بالا مي برد چرا كه خاتمي مخالفان قسم خورده اي دارد كه طي سه
سال اخير و به واسطه حضور بلاواسطه در قدرت اجرايي كشور از هيچ تلاشي براي منصرف
كردن وي از نامزدي در انتخابات و حتي پشيمان كردن وي از رياست جمهوري – در صورت
پيروزي – فروگذار نخواهند كرد.
محمد رضا خاتمي مي گويد: " در عمل ما با رقيبي
روبرو هستيم كه راست و حسيني در عرصه رقابت سياسي به هيچ چيز پايبند نيست ... آقاي
خاتمي مي گويد نفس آمدن من نشانه وجود يك بيماري مزمن سياسي در كشور است كه آمدن او
اين بيماري را تشديد مي كند. ... اين بار آقايان اوستا هم شده اند كه چطور با ژست
دموكراتيك و مشي مدني تماما چرخهاي حركت دولت خاتمي را بشكنند" [1].
نشانه
هاي اين امر زماني آغاز شد كه خاتمي براي حضور دو شرط گذاشت و احتمال حضور خود را
قوت بخشيد. همان زمان حسين شريعتمداري در كيهان، خاتمي را به رد صلاحيت تهديد كرد و
نوشت " مواضع آقاي خاتمي به ويژه بعد از پايان دوره رياست جمهوري شان و در سفر به
آمريكا و چند كشور اروپايي با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره اي از موارد
با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت دارد و اين موارد از نگاه قانوني مي تواند رد
صلاحيت ايشان را به همراه داشته باشد" [2] .
البته حمله به خاتمي به همين
جا ختم نشد و مرتضي آقا تهراني نيز خاتمي را به رد صلاحت تهديد كرد تا نشان دهد
نگراني هاي محمد رضا خاتمي چندان بيراه نبوده است. " همه بايد در برابر قانون يكسان
باشند و شوراي نگهبان هر آنچه بايد بداند مي داند." [3] .
مخالفين خاتمي كه حتي
حضور وي را در انتخابات - و نه رياست جمهوري اش- را بر نمي تابند آن هم
انتخاباتي كه مجري آن نه علي اكبر بشارتي وزير كشور هاشمي كه صادق محصولي و
استانداران احمدي نژادند و ناظر آن شورا ي نگهباني است كه مي داند، آنچه بايد
درباره خاتمي بداند، چگونه خواهند گذاشت خاتمي - اگر بيايد و تاييد صلاحيت بشود و
در انتخابات سالم راي بياورد – پس از پيروزي براي حل مشكلات كشور قدم از قدم
بردارد؟
بديهي است حل مشكلات كنوني كشور از بديهي ترين دغدغه هاي خاتمي
براي حضور است. اما اين دل نگراني ها به شدت ذهن وي را مي آزارد و تصميم براي
نيامدنش را قوام بيشتري مي بخشد. از همين روست در ديداري كه با جمعي از طلاب حوزه
علميه قم دارد مي گويد:" تاملات جدي درباره حضور خود در انتخابات دارم ، البته شخصا
هيچ اشتياق و علاقه اي براي بازگشت به قدرت ندارم... ما به دنبال قدرت آن هم رسيدن
به هر منصبي به هر قيمتي نيستيم ... اگر زمينه براي كار كردن فراهم نباشد اين خدمت
به اسلام و ايران نيست كه بياييم و بايد كسي بيايد كه بتواند در اين عرصه كار كند.
امكانات بنده محدود است و راه بسياري از امكانات را هم به رويمان مي بندند و بنده
هم كه حاضر نيستم از هر راهي به آن امكانات برسم." [4].
تلاشهاي خاتمي براي
حل مشكلات پيش رو و زمينه سازي براي ايجاد امكانات براي عملي كردن برنامه هايش
ظاهرا ثمر بخش نبوده است چرا كه چهار ماه پس از ابراز اين سخنان در ميان طلاب، در
ديدار با جمعي از خانواده هاي شهدا باز هم اصرار دارد كه اگر بيايد زمينه اي براي
كار كردن نخواهد داشت: " به دلايل مختلف ترجيح ميدادم و ميدهم آقاي مهندس موسوي
بيايد. احساس ميكنم تنگ نظريها و مشكلاتي كه وجود دارد در مقابل بنده زيادتر
خواهد بود و ميترسم با آمدن من هزينه مردم افزايش يابد" [5].
حتي طرفداران
دو آتشه خاتمي كه اصرار زايدالوصفي براي حضور وي در انتخابات دارند زماني كه به
فرداي پيروزي احتمالي مي رسند لحظه اي درنگ مي كنند، چرا كه آنها نيز هشت سال رياست
جمهوري خاتمي به همراه بحرانهاي 9 روز يكبار را تجربه كرده اند.
مصطفي تاج
زاده كه طعم فشارها و مخالفتها را با حضور در معاونت سياسي وزارت كشور بيش از بقيه
تجربه كرده است در گفتگو با هفته نامه توقيف شده شهروند امروز مي گويد: "آقاي خاتمي
اگر احساس كند كه فضاي انتخابات سالم نيست يا اگر سالم هم باشد و او رييس جمهور هم
شود نمي گذارند كار كند وارد صحنه نخواهد شود"[6] .
از سوي ديگر رويكرد
بزرگان نظام براي حضور مجدد وي به عرصه قدرت چيست؟ به نظر نمي رسد در اين زمينه هم
خاتمي علايم دلگرم كننده اي دريافت كرده باشد.
خود وي به فاصله اندكي پس از
اعلان دو پيش شرط خود براي حضور در انتخابات و با عنايت به همين نكته در ميان مردم
اصفهان شرط بسيار مهم ديگري را به عنوان شرط اصلي بر شروط قبلي خود افزود كه البته
از ديد بسياري پنهان ماند.
وي عنوان كرد: "شرط اصلي آن است كه همه بزرگان و
شخصيتها به اين نتيجه برسند كه راه و روشي كه امروز هست نه به نفع اسلام است و نه
به نفع مردم."[7]
آيا همه بزرگان به اين نتيجه رسيده اند؟
حال اگر
با همه اين نگراني هاي خاتمي تصميم به آمدن بگيرد چه روي خواهد داد و آيا اين به
نفع مردم خواهد بود يا تصميمي است به واسطه مقتضيات آني و زود گذر؟
سعيد
حجاريان در سرمقاله اي كه دو سال قبل از به قدرت رسيدن خاتمي – سال 1374 – در نشريه
"عصر ما" به چاپ رسانيده است به نكته اي اشاره دارد كه گويي وي تمام سال هاي رياست
جمهوري خاتمي را و حتي شرايط امروز جامعه را از پيش ديده است.
وي در اين
سرمقاله آورده است: " اگر يك جريان سياسي به تناسب موقعيت و به مقتضاي منافع آني و
زودگذر خود تصميم بگيرد به ناچار مجبور خواهد بود در حين عمل مرتبا از مواضع خود
عدول كند و براي گذران امور به خرده كاري بپردازد." [8] و اين همان نكته اي است كه
خاتمي مرتبا بر آن پاي مي فشارد چرا كه وي در عمل نشان داد كه تا چه حد اين آفت مي
تواند گربانگير ريس جمهوري شود كه بر تناسب موقعيت و نه منافع بلند مدت، تصميم
گرفته است.
خاتمي در زمان رياست جمهوري اش آنقدر از مواضع خود عدول كرد كه
هفت سال پس از سخن حجاريان و زماني كه هنوز خاتمي در قدرت بود، محسن كديور به تندي
از عملكرد خاتمي و خرده كاري هاي وي در سياست انتقاد مي كند و مي گويد: " آقاي
خاتمي يك حسني دارند و اينكه انسان صادقي هستند و هنوز هم صادق هستند اما در عرصه
سياست صداقت كافي نيست بلكه كياست هم لازم است. شما يك نمونه مثال بزنيد كه سران
محافظه كاران از مواضع خود عقب نشسته باشند و يك نمونه هم نشان دهيد كه آقاي خاتمي
بر سر موضع خويش ايستاده باشد. من هميشه گفته ام كه بالاخره خط قرمز ايشان كجاست؟
" [9].
به نمونه هاي بسياري مي توان اشاره كرد كه وي بر سر مواضع خود
نمانده است.
خاتمي لوايح مشهور به لوايح دو قلو كه براي افزايش اختيارات ريس
جمهور به مجلس ارايه كرده و آنها را كف اختيارات و خط قرمز خود خوانده بود را پس
گرفت.
عمادالدين باقي از ياران نزديك خاتمي پس از اين رويداد آشكارا اعلام كرد
" پس گرفتن اين لوايح نمادي است كه از عدم ايستادگي آقاي خاتمي بر همه مواضعي كه در
اين چند سال اعلام كرده و در ابتداي رياست جمهوري اول و دومش وعده كرده بود"
[10].
يا زماني كه در حين انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و پس از
مشاهده رد صلاحيت گسترده داوطلبان نمايندگي پس از جلسه هيات دولت در ميان خبرنگاران
صراحتا گفت كه انتخابات غير رقابتي و غير آزاد برگزار نمي كند و كرد.
[11].
لذا سخن حجاريان بايد آويزه گوش تمام كساني باشد كه مايلند بر خلاف
خاتمي، به هر نحو كه شده به قدرت بازگردند و آنقدر خاتمي را تحت فشار بگذارند كه وي
را مجبور به گرفتن تصميمي كنند كه تنها به تناسب موقعيت اتخاذ شده است و اين وضعيت
در سخنان خاتمي استشمام مي شود: " گاهي اوقات آدمي در شرايطي قرار مي گيرد كه ناچار
است تصميمي بگيرد كه مورد خواست شخصي او نيست." [12]
چنانچه خاتمي ناچار به
حضور شود و چنانچه بپذيريم آنچه سعيد حجاريان گفته درست باشد با توجه به تجربه هشت
ساله رياست جمهوري خاتمي مي توان به اين نتيجه رسيد خاتمي حتي اگر به رياست جمهوري
برسد، اين بار بسيار زودتر از دور گذشته به يك "تداركاتچي" تبديل خواهد شد چرا كه
مخالفين وي بسيار قدرتمند تر شده اند.
به ويژه آنكه خاتمي حتي در زمان قدرتش از
حدود اختيارات خود ناراضي بوده، در صدد افزايش آن بر آمد كه البته ناكام
ماند.
محدود بودن اختيارات خاتمي مشكلي است كه هنوز حل نشده است و اصلاح
طلباني كه قائلند خاتمي به هر قيمتي شده بايد در انتخابات حضور يابد، نمي توانند بي
تفاوت از كنار آن عبور كنند.
خاتمي در ميان دانشجويان دانشگاه آزاد به اين نكته
مي پردازد و مي گويد: "رييس جمهور بايد به عنوان ناظر اجراي قانون ضمانت اجرايي
لازم را داشته باشد. من در دوره قبل هم اين تذكر را دادم... اگر كسي مي تواند با
اختيارات موجود به عنوان رييس جمهوري در اجراي كامل قانون اساسي موفق باشد بايد
وارد صحنه شود و گرنه صلاح نيست كه بيايد. شايد كساني باشند كه در حد پايينتري
بتوانند كار كنند، بسم الله، ما هم براي تغيير و بهبود اوضاع پشت سر آنها خواهيم
بود" [13]
خاتمي اگر هم بخواهد براي تغيير و بهبود اوضاع تلاش كند، اين تلاش
بايد در رفتار سياسي وي مشهود باشد. " در انتخابات رياست جمهوري فرد نامزد بايد به
لحاظ رواني و شخصيتي در ظاهر هم علاقمند و حتي حريص به پذيرش اين مسئوليت باشد و
براي به دست آوردن آن فعاليت نمايد تا ارزش راي به دست آورده خود را بداند و اين
طور نباشد كه آرايي را به حداقل هزينه به دست آورد و با همان آرا به مسند قدرت تكيه
بزند اما بعد قدر و قيمت آراي خود را نداند و به ثمن بخس آنها را حراج كند." اما
رفتار خاتمي به هيچ وجه گوياي اين تلاش نيست. چه زماني كه وي براي حضور خود دو پيش
شرط گذارد و چه زماني كه در ميان مردم اصفهان شرط ديگري هم بر آن دو شرط افزود و چه
روز شانزدهم بهمن كه با اكراه اعلام كرد اگر موسوي نيايد، عليرغم ميل باطني اش
(اكراهاً) به خاطر قولي كه به مردم داده است - و نه به خاطر مردم – به هر حال مي
آيد.
اين نوع اعلام كانديداتوري به وضوح نشان مي دهد كه وي به لحاظ شخصيتي
علاقمند به حضور نيست و بيشتر به خاطر قولي كه داده است و نمي خواهد در نزد افكار
عمومي به انساني بدقول بدل شود ناچار است كه بيايد ، بي توجه به اينكه او براي
اينكه اين قول خود را عملي كند بعدها در صورت پيروزي مجبور خواهد شد قولهاي ديگري
را قرباني كند كما اينكه در هشت سال رياست جمهوري اش تن به اين كار داد.
به علاوه بايد توجه داشت كه حضور وي در عرصه انتخابات فضاي مطلوبي براي
احمدي نژاد پديد مي آورد.
اصولگرايان به شدت آماده هستند كه براي احمدي نژاد
جانشيني انتخاب كنند و در عين حال حاضر نيستند اين جانشين از ميان اصلاح طلبان باشد
به ويژه اگر اين جانشين محمد خاتمي باشد همگي پشت "رييس جمهور در قدرت" گرد هم مي
آيند.
اما موسوي به مانند خاتمي چنان مخالفان قسم خورده اي ندارد و حتي بخش
قابل توجهي از راست سنتي كه با احمدي نژاد اختلافهاي ريشه اي دارد و به جد مي خواهد
از احمدي نژاد عبور كند با رياست جمهوري ميرحسين مشكلي ندارند و حتي مي توانند او
را حمايت كنند.
سخنان و حمايتهاي شخصيتهايي چون مسيح مهاجري مدير مسئول
روزنامه "جمهوري اسلامي" و محمد خوش چهره نماينده سابق مجلس -كه از ياران نزديك
احمدي نژاد به شمار مي رفت- در اين روزها جالب توجه است. حتي عضو شوراي مركزي حزب
اعتماد ملي از ديدار لاريجاني و بخشي از اعضاي طيف اصولگرا با ميرحسين موسوي خبر
داد. [14]
اين ديدار از سوي علي لاريجاني تكذيب نشد هرچند وي اظهار داشت اين
ديدار انتخاباتي نبوده است:" بنده ميرحسين موسوي را در طول ساليان گذشته بارها ديده
ام و با هم در مسايل مختلف صحبت كرده ايم. گاه در مجمع تشخيص مصلحت نظام و گاه در
دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در موضوعات هسته اي موضوعاتي را با وي داشته ام كما
اينكه با ساير صاحب نظران نيز چنين ملاقاتي داشته ام". [15]
به اين ترتيب
به نظر مي رسد حضور مير حسين مي تواند طيف معتدل ، كارآزموده و آزمون پس داده اي از
صاحبنظران و نيروهاي دو جناح را گرد هم آورد كه در شرايط كنوني مي تواند براي رفع
معضلات كشور گامي به جلو محسوب مي شود.
اما اصلاح طلباني كه مخالف حضور مير
حسين و طرفدار نامزدي خاتمي و فقط خاتمي هستند معتقدند به علت اينكه مير حسين
براي جامعه جوان كشور ناشناخته است و سالها از عرصه سياست به دور بوده، زمينه هاي
لازم را براي كسب آراي مردم ندارد.
اين گروه فراموش كرده اند كه خاتمي سال 1376
براي قشر جوان و مردم بسيار ناشناخته تر بود و در كارنامه عمل سياسي اش تنها يك
استعفا ثبت بود در حالي كه موسوي به عنوان نخست وزير امام در ميان توده ها نمره
قابل قبولي در اداره جنگ در كارنامه خود دارد.
از سوي ديگر شهرت در انتخابات
هموراه نقطه قوت محسوب نمي شود كه اين امر در انتخابات نهم به وضوح مشهود بود.
عباس عبدي با اشاره به اين نكته مي گويد: " دوستان در پي انتخاب فردي هستند
كه شهره باشد گويي مردم به افراد شهره راي مي دهند در حالي كه در ايران اين امر نه
تنها مثبت نيست بلكه نتيجه عكس دارد؛ انتخابات 1372، 1376 را به ياد آوريد. در سال
1380 هم انتخاب خاتمي ربطي به شهرتش نداشت. انتخابات 1384 كه معرف بهتري براي ضعف
بنيان توهم تاثيرگذاري شهرت است. در ايران افراد شهره عموما داراي نقاط ضعفي هستند
كه مردم با آنها آشنا هستند و همين شناخت دليل روگرداني آنان است در خالي كه افراد
غير شهره به علت حزبي نبودن به راحتي مي توانند خود را رستم دستان جا بزنند."
[16]
البته تحركات خاتمي بر خلاف نظر بسياري از كساني كه كانديداتوري وي را
قطعي قلمداد كرده اند (محمد علي ابطحي ؛سايت وب نوشته ها) تلاش براي بازگشت به قدرت
نيست.
او با فداكاري در تلاش است سرمايه عظيم اجتماعي و مدني خود را براي
بازگشت موسوي به قدرت به كار گيرد و خود را چاشني و خرج موشكي كند كه قرار است
ماهواره اميد بخشي از اصلاح طلبان- اصولگرايان را به مدار قدرت
برساند.
البته وي اين پيام را در اظهار نظرات اخيرش به ظرافت بيان داشته
است. جايي كه وي درباره مهدي كروبي اظهار نظر مي كند مي گويد" من با جناب آقاي
كروبي كه از عزيزان و سرمايه هاي كشور و انقلابند اصول مشترك فراواني داريم و هر دو
بهبود وضع كشور و ملت راميخواهيم؛ اشكالي ندارد كه دو تريبون از اصلاحطلبان در
انتخابات وجود داشته باشد، چرا كه معتقدم اين يك فرصت است و مطمئن هستم كه بنده و
ايشان هيچگاه جلوي يكديگر قرار نميگيريم و شيطنت هاي موجود هم تاثيري در هم سوئي
و راه مشترك ما ندارد.» [17]
اولا خاتمي مي گويد "دو تريبون از اصلاح طلبان"
يعني يا تركيب موسوي-كروبي يا خاتمي-كروبي اما بلافاصله اعلام مي كند "بنده و ايشان
(كروبي) هيچ گاه روبروي هم قرار نخواهيم گرفت" .
با در نظر گرفتن اينكه
مهدي كروبي بارها و بارها قاطعانه اعلام كرده است كه در انتخابات به نفع هيچ كس
كنار نخواهد رفت فهميدن اين نكته كه تريبون دوم اصلاح طلبان كيست چندان دشوار نيست؛
البته به شرط آنكه آنچه هست را ببينيم نه آنچه مي خواهيم را.
پي نوشت ها:
1) محمد رضا خاتمي مصاحبه با
روزنامه اعتماد ضميمه - 6 تيرماه 1387- ص 11
2) سرمقاله كيهان – سه شنبه 7
مرداد 1387
3) شهروند امروز شماره 13. ص 13
4) سخنان خاتمي در جمع
طلاب قم – 10 آبان ماه 1387
5) سخنان خاتمي در ميان جمعي از خانواده هاي
شهدا 11 بهمن ماه 1387 سايت خبري آفتاب نيوز.
6) مصطفي تاج زاده - گفتگو
با شهروند امروز - 4 مهر 1378 ص 75
7) سخنراني در ميان مردم اصفهان 21
مهرماه 1387
8) سعيد حجاريان سرمقاله عصر ما 10 خرداد 1374
9) سخنان
محسن كديور – تابستان 1383. رجوع شود به شهروند امروز شماره 55 ص 64
10)
عمادالدين باقي 25 فروردين 1382
10) " بنده مي گويم ، من و دولت من
انتخابات آزاد، عادلانه رقابتي برگزار خواهد كرد و تمام تلاشم هم اين است كه
اينگونه شود و الان هم مذاكراتي با شوراي نگهبان هست ؛ البته ما نسبت به ردصلاحيتها
اعتراض داريم ، در نهايت هم معلوم نيست آنچه كه تحقق پيدا مي كند مورد قبول ما باشد
، من اگر يك نفر هم نابجا صلاحيتش رد شود قبول ندارم اما آنچه كه براي ما مهم است
برگزاري يك انتخابات با شكوه رقابتي است وبه لطف خداوند من مي گويم بايد بشود و
انشاءالله مي شود"
11) خاتمي 16 بهمن . سايت خبري آفتاب نيوز
12)
سخنراني خاتمي در ميان دانشجويان دانشگاه آزاد
13) محمد صادق جوادي حصار –
خبرگزاري ايلنا – 8 آبان 1387
14) علي لاريجاني – ايرنا 16 بهمن
1387
15) عباس عبدي – شهروند امروز شماره 66، ص 67
16) محمد خاتمي –
16 بهمن – خبرگزاري ها