تبليغاتX
هويت
تلاشي براي يافتن خويش
گويا سرنوشت كميته فوتسال و فوتبال ساحلي  اين است كه رئيس ان هميشه سوژه خبري باشند.
امروز مطلبي از آقاي ترابيان خواندو در توجيه شكستهاي فوتبال ساحلي كه خالي از لطف نيست. ايشان با تمام درايتشان به موضوعي كه از ديد همگان پنهان بود پي برده و فرمودند:
ماسه ما با ماسه جام جهاني فرق مي‌كرد!
به همين خاطر پيشنهاد مي‌گردد يا ما ماسه وارد كنيم و يا ماسه‌هايمان را به كشورهاي ميزبان جام جهاني هاي آينده صادر كنيم. كه انشاءا... اين مشكل نيز سريعاً مرتفع گردد.
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
با نزديك شدن به اتمام دوره رياست جمهوري محمود احمدي نژاد ( كه جان ما را هم به لب رساند) افراد و گروه‌هاي مختلف سياسي در صدد مشخص نمودن جايگزينهايي براي اين پست مهم مي‌باشند. و صد البته وعده‌ها و تلاشهاي مضاعفي را آغاز نموده‌اند. شايد در يك ديدگاه كلي بتوان به جمع بندي زير رسيد(البته اين فقط يك ديدگاه شخي است):
1- گروه‌هاي اصول گراي طرفدار احمدي نژاد همچنان قوي‌ترين فرد را براي حفظ اين جايگاه در خود او مي‌بينند. هر چند در سياستهاي اقتصادي كه آنرا از مهمترين برنامه‌هاي خود معرفي مي‌كردند توفيقي نيافته‌اند. اما با توجه به سفرهاي استاني و خرج صندوق ذخيره ارزي همچنان ايشان در شهرستانها و روستاهاي دور افتاد محبو بند. و صد البته الفباي گفتاري ايشان مي‌تواند بسياري از مردم عامه را نيز همچنان در زمره طرفدارانش بياورد، چه ايشان به اصل وجود دستهاي پشت پرده و افشاگريهاي بدون فاعل اعتقاد دارند. نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه ايشان و طرفدارانشان كم كم خود را يك طيف جدا شده‌اي از راستي‌ها مي دانند.
2- گروه‌هاي راست كه مي‌توانند شامل راست سنتي و اصولگراهاي وابسته به جامعتين شناخت. اين گروه همچنان در دوراهي احمدي نژاد (كه ديگر روي خوشي با آنان ندارد) و ورود به صورت مستقل در انتخابات مانده‌اند، اگرچه تلاشهاي دكتر خلبان شهردار قاليباف نشان از تلاشهاي ايشان براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دارد. اما حتي اگر  اين گروه به جمع بندي براي حضور مستقل در انتخابات برسد بعيد است كه بر سر كانديداي واحدي به اجماع برسند. شايد مهمترين دليل آنرا بتوان در حضور افرادي چون قاليباف كه همچنان در مسائل انتخابات قبل  خود را بازنده مي‌بيند و چهره‌هايي چون حدادعادل و تا حدودي لاريجاني مشاهده كرد.
3- گروههاي اصلاح طلب نيز همانگونه كه  در آخرين جلسات مشخص گرديد همچنان براي رسيدن به يك كانديداي واحد دچار اختلاف هستند، البته به نظر من آن چيز كه اكنون براي گروه‌هاي اصلاح طلب واجب تر به نظر مي‌رسد رسيدن به يك برنامه جهت انتخابات است. طيف مخاطب اصلاح طلبان بر خلاف اصولگراها بايد براي حضور در پاي صندوقهاي راي مجاب شوند. شايد حضور محمود احمدي‌نژاد و عملكردش بتواند تا حدودي به نفع اصلاح طلبان گردد. اما به نظر مي رسد اصلاح طلبان بايد به فكر تدوين يك برنامه هدفمند و صد البته با قابليت اجرايي براي رياست جمهوري باشند، مطلبي كه در هيچ كدام از انتخاباتهاي بعد از انقلاب وجود نداشت و تنها نامزدها به شعارهاي كلي روي مي‌آورند. برنامه ديگري كه حتماً جهت پيروزي در انتخابات به ان نياز دارند مشخص نمودن رويه‌اي جهت كم كردن تقلبهاي احتمالي در شمارش آراي انتخاباتي است. با توجه به تلاشهاي صورت گرفته در جهت فرستادن فردي از نزديكان رئيس جمهور  وقت (فعلا صحبت از جهرمي است) به وزارت كشور اين يكي از مسائل مهم به نظر مي‌رسد. اما اصلاح طلبان بايد از هم اكنون با ايجاد موجهاي خبري و معرفي راهكارهاي قابل اجرا به فكر حل اين مطلب باشند. به نظر من انتخاب كانديدا بعد از اينها اهميت پيدا خواهد كرد. گرچه حضور افرادي چون كروبي و احزابي مانند كارگزاران و مردمسالاري و... رسيدن به يك كانديداي واحد را سخت مي‌كند.
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی |