تبليغاتX
هويت
تلاشي براي يافتن خويش

آزادی.برابری . برادری . اصلاح طلبی و...

وقتی به تاریخ معاصر این مرز و بوم می نگرم شعارهایی که می بینم اینهایند. مدینه فاضله خودمان همه ایرانیها.

اما در کنار تمام این شعارها یک مسئله بیشتر خود نمایی می کند آنکه تماماْ برای رسیدن به این اهداف به دنبال منجی می گردیم. کسی که آنقدر بزرگش کنیم که از هر عیبی مبرا می شود . معصوم می گردد و به تنهایی بار تمام سالهای ناتوانیمان را به دوشش می اندازیم . این حرکات در تمام تاریخ این مملکت وجود دارد از زمانیکه مغولان ایران را گرفتند و تنها امید مردمان ایران زمین بازگشت افسانه ای جلال الدین خوارزم بود تا ایران را نجات دهد . این امید همواره در تاریخ ایران در یک حلقه بینهایت در حال تکرار است گرچه قهرمانان در مقاطع مختلف عوض می شود. مثلا سید محمد خاتمی

 منجی حلقه ایرانیان در راه اصلاحات یا هرچه اسمش را می خواهید بگذارید. ابتدا آنقدر بزرگش کردیم و با بزرگ شدنش خواسته هایمان افزایش یافت که قدرتهای مافوق بشری نیز به تنهایی قادر به براورده ساختنشان نبود.

من با اقدامات خاتمی موافق نیستم. اما به این مطلب اعتقاد دارم که او یک تنه حریف این همه کار نبود.

یادم می آید در تمام انتخابات بعداز خاتمی گروهها زیر سایه او وارد می شدند نه با برنامه و ...

یادتان هست گروههای دوم خرداد . ائتلافات دوم خرداد . یاران خاتمی و... . یا حماسه دوم خرداد  من هرچی فکر میکنم تو معنی این حماسه موندم. یعنی اینکه فقط شما رفتید و رای دادید شدید رستم و یا ... نمی دونم شاید من نمی دونم. اما به نظر من وقتی می شود به دیدگاه تغییر رسید که تمامی آحاد یک جامعه جهت ایجاد تغییر قدم بردارند و نه فقط امید به منجی داشته باشند و کاری فراتر از توانش بخواهند یا آنقدر بزرگش کنند که جرات نقد کردنش را از دست بدهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی |