تبليغاتX
هويت
تلاشي براي يافتن خويش

جهان پهلوان غلامرضا تختي در شهريور 1309 ش در يكي از محلات جنوبي تهران و در خانواده‏اي متوسط به دنيا آمد. وي از كودكي به ورزش روي آورد و ورزش را فقط براي سلامتي و تندرستي بدن مي‏خواست. او در عين حال به نجاري مشغول بود تا اين كه در بيست سالگي در اولين مسابقات قهرماني كشتي كشوري شركت كرد. از آن پس شهره عام و خاص گرديد و در ميدان‏هاي جهاني مدال‏آور شد. تختي سرشار از پاكي و صداقت بود و دلي بي‏باك و جسور داشت. او داراي قلبي رئوف و مالامال از عشق مردم بود و در زندگي خود، بيش از قهرماني به انسان زيستن و از خودگذشتگي مي‏انديشيد. تختي با وجود قهرماني در ميادين بين‏المللي كشتي، هيچ گاه فروتني و تواضع خود را در برابر مردم از دست نداد. وي در دوران قهرماني خود، 9 مدال طلا و نقره جهاني و بازي‏هاي المپيك را كسب كرد و از جمله ورزشكاران ايراني است كه بيشترين مدال‏هاي طلا و نقره را در بازي‏هاي مهم بين‏المللي، به ارمغان آورده‏اند. جهان پهلوان تختي از مريدان آيت‏اللَّه سيدمحمود طالقاني به شمار مي‏رفت و در ملي شدن صنعت نفت حضوري فعال داشت. وي هم‏چنين در جمع‏آوري كمك‏هاي مردمي به زلزله‏زدگان بويين‏زهرا در شهريور 1341، نقش مهمي ايفا كرد به طوري كه حساسيت رژيم را دربرداشت. رژيم كه كمابيش از فعاليت‏هاي سياسي تختي آگاهي پيدا كرده بود، براي به سلطه كشيدن او، رياست فدراسيون كشتي كشور را به او پيشنهاد نمود؛ ولي او اين پيشنهاد و حتي پيشنهاد براي به دست گرفتن شهرداري تهران يا نمايندگي مجلس را نيز رد كرد. در نهايت، رژيم پهلوي چون هيچ راهي براي نفوذ به تختي نيافته بود و هم‏چنين محبوبيت روزافزون تختي در ميان مردم و مخالفت وي با رژيم وابسته شاه، سرانجام باعث شد تا عوامل رژيم  در توطئه‏اي مشكوك، وي را در هفدهم دي ماه 1346 در 37 سالگي به قتل برسانند. هرچند كه در آن زمان، مرگ تختي را، خودكشي عنوان كردند، ولي اين توطئه رژيم با آگاهي يافتن مردم از اصل ماجرا، نقش بر آب گرديد. پيكر جهان پهلوان تختي با حضور خيل دوستداران و مشتاقان، در شهر ري(ابن بابویه) به خاك سپرده شد. روحش شاد.

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
امروز بدجوری دلم گرفته یاد روزهای گذشته مرا قلقلک می دهد. بی اختیار پرواز می کنم به دوران کودکی٬ آمادگی یاد دوستان آن دوران بخیر یاد طه که نمی دانم الان چکار می کند فقط یادم هست که ما نزدیکترین دوستان هم در ۶ سالگی بودیم. دو کودک شیطان ، بخاطر دارم يك روز با مربي آموزشگاه - كه يكي از دختران تازه به دوران رسيده بود- دعوايم شد و او نيز آنچنان گلايه اي از من به پيش مادرم كرد كه نگو !! البته بيچاره فكر مي‌كرد آن شب من كتكي حسابي خواهم خورد، بدون انكه بداند تك فرزند بودن با تمام مضراتش معايبي نيز دارد. از آن زمان پرواز مي كنم به دوران ابتدايي، يادش بخير كلاس پنجم سوگلي مدرسه بودم شاگرد اول و نفر اول مسابقات كتابخواني و نهج البلاغه و... . دوستان عزيزي كه برخي از آنها را كماكان مي‌بينم و با هم پروازي داريم به عالم كودكي، آن زمان كه هر وقت آزادمان را به بازي مي‌گذرانديم. آن دوران كه هيچ مشكلي ما را با خود همراه نمي‌كرد. اما بدون اغراق بهترين خاطراتم خاطرات دوران دانشگاه است، خاطراتي كه با مجيد - همكلاسي دوران دبيرستان و دانشگاه-، اكبر ، حسن جنت، وحيد ، عظمت و... با هم ساختيم ياد آن دوران كه با حميد مافي ، دكتر احمدي ، حميد سيمياري و مجتبي ايماني جامعه سبز جوانان  را فعال كرديم و با چه شور و اشتياقي برايش تلاش كرديم. به ياد دارم فرداي روزي كه مراسم بزرگداشت فردوسي را اجرا كرديم من امتحان ميان ترم رياضي مهندسي داشتم و ۱۰ نمره حذفي پايان ترم را داشت و من از يك هفته قبل با حميد در پي مقدمات مراسم بوديم البته با كلي بدبختي بالاخره آن هم پاس شد.

يادش بخير 

+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی |