تبليغاتX
هويت
تلاشي براي يافتن خويش
یکی از شعارهایی که از زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در اقتصاد ایران شنیده شده حرکت بسوی خصوصی سازی بود و تمام دولتهایی که بعدها زمام امور را در دست گرفتند تلویحاْ از آن حمایت کردند. گر چه خصوصی سازی می تواند به پیشرفت اقتصاد نفتی ایران کمک کند اما بغیر سوء استفاده هایی که از آن شد هیچ عمل شایان ذکری در این راستا صورت نگرفت. و فقط در حد نام از آن تعبیر شد بعنوان مثال می تواند به اپراتور دوم تلفن همراه و سهم دولتی ها در آن بعنوان یکی از نمونه ها نام برد.

این وضعیت فقط مختص به اقتصاد ایران نیست بلکه در ورزش نیز بدین منوال است. ساختار فوتبال ایران نیز کاملاْ دولتی اداره میشود و اکثریت باشگاهها نیز دولتی هستند در صورت که در دنیای اروز از فوتبال بعنوان یکی از تجارتهای موفق نام می برند. از ۱۸ تیم حاضر در لیگ برتر تنها ۲ تیم خصوصی اداره می شوند. سازمان معظم فیفا نیز که داعیه  استقلال فدراسیونها رو دارد با تهدید توانست بحث استقلال فدراسیون فوتبال ایران از دولت را اجرا کند - اما بیچاره خبر نداشت در ایران راه حلها زیاد است - در جدیدترین خبر معاون ریاست جمهوری و رییس سازمان تربیت بدنی نیز در انتخابات شرکت نمودند و با توجه به تعداد رای های باشگاههایی که دولتی هستند و تابع ریاست سازمان و همچنین  روسای هیاتها از هم اکنون نتیجه انتخابات کاملاْ واضح و مبرهن است و دوباره دولت زمام امور فوتبال را به دست خواهد گرفت.

از تمام اینها می شود نتیجه گرفت دولت اجازه تصدی هیچ بخشی را به خصوصیان نخواهد داد.

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
مدتها بود كه به كمتر خبري از اطلاحات و اطلاح طلبان توجه مي كردم.( البته بدلايلي كه براي خودم بسيار مهم است و نيازي به طرح آنها در اين وبلاگ نمي بينم) تا  اينكه مطلبي از دوست عزيزم حميد مافي در مورد حضور هاشمي رفسنجاني در سمت رياست مجلس خبرگان خواندم و اينكه آيا او نقشي براي اصلاح طلبان بازي خواهد كرد يا خير؟

تا اينجاي كار مسائل بسيار منطقي پيش مي رفت تا ديروز كه جناب آقاي كروبي پس از بيداري از خواب اصحاب كهف خود را اصلاحات ناميد و سخن از خروج از اعتلاف اصلاح طلبان به زبان آورد. بي اختيار ياد گذشته افتادم  سالهاي خاطره انگيز دانشجويي. يادم امد زماني كه ما در تب و تاب انتخابات مجلس بوديم استادي كه سرخوردگي سياسي را تجربه كرده بود مي گفت نمي دانم شما چكار مي كنيد چند سال پيش جنبش دانشجويي با هزينه دانشجويان تلاش مي كرد كه همين آقاي كروبي به مجلس نرود و الان تلاش مي كند برود. اين يعني چه؟

ما هم كه هنوز هيجان زده از پيروز دوم خرداد بوديم با رگهاي متورم گردن مي انديشيديم كه او از زمانه پرت است و امروز ....؟ نمي دانم.

وقتي بيشتر مي انديشم مي بينم اكثر افرادي كه در كنار جبهه اصلاحات بودند غمشان جامعه نبود  بلكه غم قدرت بود و ... . تنها فردي از اصلاح طلبان كه بقدرت رسيدو من فقط پاكيش را قبول دارم و نه عملكردش خود سيد محمد خاتمي بود و بس. چه ديگران بيشتر تداعي كننده سراب بودند.

نمي دانم ما هنوز بايد دنبال افرادي چون كروبي راه بيافتيم و بحث طلبگي كنيم!؟!؟ افرادي كه هنوز نمي گويند چه مي خواهند؟ چه كسي تعريف جامعي از اصلاح طلبي ارائه نموده است و گرنه اگر به واژه باشد كه احمدي نژاد از همه اصلاح طلب تر است.

چه خوب است اينبار اعتبار را به برنامه بدهيم . دنبال ضمانت و عملكرد فرد در مورد قولهايش باشيم. سوابق را ورقي بزنيم تا دوباره مورد ريشخند و بازي قرار نگيريم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
دوشنبه مصادف با سالمرگ مرحوم طالقانی است.

مردی که قلبی پاک و اندیشه ای روان داشت.

مسلمانی که دین را مایه پیشرفت میدانست و نه برای اذیت کردن خلق.

مردی بارانی بود و مبارزی نستوه که تاریخ ایران زمین همیشه چون دری او را در یادها پاس میدارد.

بدنیست حالا که یکسری بحثها تو جامعه ما داغه چند جمله از این عالم بزرگ ذکر کنم:

۱- اول انقلاب از ایشان پرسیدند: نظرتان راجع به حجاب چیست؟
گفتند: " یه نفر آمد٬ یک شبه و به زور می خواست چادر از سر خانومها بردارد٬ بعد از سی سال هنوز نتوانسته٬ ما هم نمی توانیم به زور و یه شبه٬ چادر سر خانومها کنیم ".
خیلی از خانومها با شنیدن این حرف٬ در اون دوران محجبه شدند.

۲- و دید ساده دینی ایشان :" اسلام با سرمایه داری مخالف نیست٬ اسلام با سرمایه مازاد بر نیاز٬ مخالف است٬ مثلا اگر داشتن طلا یا فرش یا هر چیز گرانبهای اضافی دیگری که در خانه دارید٬ باعث نگرانی و تشویش ذهنی شما می شود که نکند یک وقت دزد آنها را سرقت کند٬ با این روش به وجود خودتان لطمه می زنید و اسلام با این مخالف است. "

راستی دوشنبه در حسینیه ارشاد هم مراسمی برای این مبارز بزرگ برگزار می شود.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
به نقل از سایت بازتاب : در حالي كه رئيس ستاد رايحه خوش خدمت و مديرعامل «پارس خودرو» خبر پذيرش خود را در دوره دكتري با دستور وزارت علوم و بدون قبولي در كنكور، تكذيب كرده بود، ثبت‌نام وي در دوره دكتري رشته مديريت بازرگاني در دانشگاه علامه طباطبايي قطعي شد و نام وي به عنوان پذيرفته شده نهايي در سايت دانشگاه علامه طباطبايي درج شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مهرداد بذرپاش كه با معدل كمتر از 13 از دانشگاه صنعتي شريف فارغ‌التحصيل شده بود و پس از انتخابات رياست‌جمهوري و با موافقت شوراي آموزشي دانشگاه علامه طباطبايي نمرات مردودي وي در برخي دروس كارشناسي ارشد به قبولي تغيير كرد، با دستور وزارت علوم به عنوان تبديل بورس خارج به داخل به عنوان دانشجوي دكتري در دانشگاه علامه طباطبايي پذيرفته شد.
پس از افشاي اين خبر، بذرپاش اقدام به تكذيب دستور پذيرش خود به عنوان دانشجوي دكتري خارج به داخل كرد هرچند به دليل عدم برگزاري آزمون دكتري خارج از كشور از سه سال پيش، اين دستور فاقد وجاهت قانوني تلقي مي‌شود.

با اين حال، قطعي شدن ثبت نام مشاور جوان سابق رئيس‌جمهور به عنوان دانشجوي بورسيه دكتري در حالي صورت مي‌گيرد كه وي هم‌زمان مديريت شركت «پارس‌خودرو» كه سومين توليدكننده بزرگ خودرو در كشور است را علاوه بر فعاليت‌هاي سياسي در ائتلاف حاميان دولت و رياست ستاد رايحه خوش خدمت عهده‌دار است و به نظر مي‌رسد با توجه به مقررات آموزشي مبني بر اشتغال به تحصيل تمام وقت دانشجويان دكتري انجام يك يا چند شغل بزرگ ديگر مشكلاتي را براي وي فراهم كند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
پيرو نظر يكي از دوستان عزيز و گرانقدرم در وب نوشته ((آگاهي)) بد نديدم چند خطي رو ذكر كنم.

دوست گرانقدرم به مسئوليت تاريخي نخبه گان اشاره كرده بود و شعر زيبايي از مهدي اخوان - نا اميد اميد خوانده- را شاهد سخن آورد:

کاوه ای پیدا نخواهد شد امید                                               کاشکی اسکندری پیدا شود

1- حضور نخبه گان در يك جامعه مي تواند اثرات شگرفي در آن جامعه ايجاد نمايد و جامعه را بسمت پيشرفت و كمال سوق دهد مانند اثر بخشي امثال منتسكيو، ژان ژاك روسو ، روبسپير و... در انقلاب كبير فرانسه.

2-در جامعه ما نيز مي توان اثراتي از نخبگان را مشاهد نمود اما افسوس و صد افسوس كه ما به نخبه كشي عادتي ديرينه داريم.

3-نخبگان يك جامعه به تنهايي نمي توانند يك ملت را به جلو هل بدهند بلكه خواست و اراده ملي و همچنين تلاش مردم يك جامعه نيز براي پيشرفت و كمال لازم و ضروري است.

۴-من نيز زماني اين ديدگاه را قبول داشتم كه بالاتر از سياهي رنگي نيست. اما با كمي تامل مي توان دريافت هرگونه دگرگوني زيربنايي - انقلاب- براي به ثمر رسيدن مرهون گذشت دوره گذار است. و هر انقلابي بدون طي نمودن دوره گذار به كمال نرسيده است همچنانكه انقلاب كبير فرانسه نيز فرزندي ناخلف به نام ناپلئون داشت.

۵- منظور من از آگاهي و بالا رفتن سطح اطلاعات عمومي و شناخت خواسته ها توسط آحاد جامعه كم كردن فاصله ميان نخبه گان و ملت بود كه اگر اين فاصله زياد شود در ميان اين دره هاي عميق نمي توان اميدي به سلامت و سعادت داشت. همانگونه كه مخاطبان سروش، مجتهد شبستري و ... تعداد محدودی از افراد جامعه هستند و سخنانشان برای اکثریت مردم قابل درک نیست گويا كه از كره اي ديگر آمده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
اين ايام مصادف است با تولد امام  دوازدهم ما شيعيان كه به منجي عالم بشريت معروف گشته است.

امروز دوباره مطلبي شنيدم كه شايد مكرراً به گوش شما رسيده باشد و آن هم انتظار فرج است. هنوز معناي انتظار براي من تعريفي ندارد. انتظار يعني چه؟ يعني بايد نشست و نظاره كرد و حداكثر دعا نمود كه امام زمان (عج) ظهور نمايند. يعني بايد به تمام اتفاقات اطراف بي تفاوت بود.

به نظر نويسنده اين سطور گرچه در ظهور آخرين امام شيعيان و نجات جهان بوسيله ايشان از ظلم و بي عدالتي هيچ شك و شبهه اي وجود ندارد اما خود انسان نيز بايد براي احقاق حقوق خود تلاش نموده و همه چيز را به ظهور ولي عصر(عج) واگذار ننمايد. اين مطلب در آموخته هاي دين مبين اسلام نيز بارها مورد تاكيد قرار گرفته استه كه مظلوم  اگر در مقابل ظلم خاموش باشد خود نيز گناهكار است. 

اين نوع تفكر در باب انتظار منفعل در جامعه ما سبقه تاريخي دارد كه نمونه هاي بسياري از آن در تاريخ ايران زمين يافت مي شود. از نمونه هاي آن مي توان به شاهكار حكيم ابوالقاسم فردوسي اشاره كرد كه در زمان سرخوردگي ايرانيان تمام اميدش به مفاخره تاريخي بود و اميدوار به رستمي كه دوباره ايرانيان را نجات ببخشد. يا پس از حضور مغولان در ايران سالها داستان مادربزرگها آمدن جلال الدين خوارزمشاه از پشت كوهها بود تا بلكه نجات بخش ايرانيان گردد.

من از آوردن اين سبقه ها بهيچوجه قصد مقايسه نداشته و ندارم زيرا از نظر ماهيتي ظهور منجي عالم بشريت بخاطر بالا بودن مرتبه و هدف هستي قابل مقايسه نمي باشند. تنها هدف اين بوده است كه انتظار تنها نه در دين توجيهي دارد و نه از نظر عقلايي قابل دفاع است.انتظار بايد همراه تلاش و كوشش باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی | 
سالها پيش در مجلسي كه بحث انتخابات بود صحبتي داشتم در مورد بالا رفتن سطح تفكر عمومي و آن را لازمه پيشرفت در جامعه ايران مي دانستم. آنروز گفتم كه جامعه با انتخاب يك نفر و تلاش او ره به جايي نخواهد برد و يكايك افراد جامعه در تعيين راه آينده موثرند.

برخي دوستان اين سخن مرا به تمسخر گرفتند. شايد گفتن چنين چيزي در كوران انتخابات درست نبود.

اما من به اين گفته بسيار اعتقاد دارم. جامعه ما از نظر تعدد انقلابات چه در بعد سفيدش- ملي شدن صنعت نفت - و چه خونين،يكي از ركورد داران است اما چرا هنوز به آنچه مي خواستيم نرسيديم؟ اين سوال جاي تامل فراوان دارد.

در سالهاي آخر دبيرستان بلطف يكي از معلمان تاريخ با انقلاب كبير فرانسه - براي تحقيق درس - آشنا شدم و بعدها اين تحقيقات ادامه يافت. من آنچه در انقلاب كبير ديدم تعريف درست براي هر چيز ممكن بود. تئوريسينهاي انقلاب فرانسه براي مباحثي كه شايد بسيار بديهي بنظر برسد نيز تعاريفي داشتند و مطمئنا قانوني كه بر اين اساس نگاشته شده است ديگر نياز به هيچگونه مفسري نخواهد داشت. البته برخي از اين حركتها تا حدودي در ايران نيز در حال تكرار بود كه مي توان به كتابهاي مرحوم طالقاني، بازرگان و ... اشاره كرد. اما تمام اين مباحث محدود به طيف كوچكي از جامعه آن زمان بود.

من معتقدم تا زماني كه سطح آگاهيهاي اكثريت مردم افزايش نيابد نمي توان انتظار بهتر شدن اوضاع را داشت.

خوشحال مي شوم نظرات دوستان را بدانم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط جواد ساحلی |